قهرمان ایران

اعتراف قهرمان‌سابق به ۲قتل | کشتی‌گیری که قاتل شد

کدخبر : 31969

کشتی‌گیر سابق که به اتهام دو قتل تحت تعقیب پلیس بود، دستگیر شد. متهم بعد از اولین قتل خود مدتی به ترکیه گریخته بود.

اوایل شهریور سال گذشته مردی جوان به نام علیرضا در محله دروازه‌غار تهران، مردی را به قتل رساند و متواری شد. با دستور قاضی ساسان غلامی، بازپرس قتل دادسرای جنایی تهران، تحقیقات ماموران اداره دهم پلیس آگاهی تهران برای دستگیری او آغاز شد اما ردش در ترکیه به دست آمد. او مدتی بعد به تهران بازگشت و در جریان درگیری با مرد دیگر، او را هم به قتل رساند و دو روز پیش در پاتوقش در جنوب تهران بازداشت شد. علیرضا ۲۲ساله در جریان تحقیقات قضایی در شعبه سوم بازپرسی دادسرای جنایی تهران گفت: دوست قدیمی‌ام را بر سر گوشی‌های سرقتی و رقابت عشقی بر سر یک دختر جوان به قتل رساندم. بعد به ترکیه فرار کردم. وقتی به ایران بازگشتم، در حالت مستی با مردی درگیر شدم و او را هم کشتم. پرونده این متهم به قتل در شعبه سوم بازپرسی دادسرای جنایی تهران در دست بررسی است. 

کشتی‌گیری که قاتل شد 

علیرضا سال‌ها کشتی‌گیر بود اما خلاف راه او را از کشتی جدا کرد و حالا با پرونده دو قتل در بازداشت است. در حاشیه جلسه تحقیق فرصتی پیش‌آمد تا با او گفت‌و‌گو کنیم که در ادامه می‌خوانید.

 

از زندگی‌ات بگو.

پدر و مادرم هردو معتاد بودند و مواد می‌فروختند. پدرم خلافکار بود و ناگهان ما را ترک کرد و دیگر بازنگشت. مادرم هم به اتهام موادمخدر زندانی شد. با برادر کوچک‌ترم در پارک‌ها می‌خوابیدیم. ما را به بهزیستی بردند که دو خانواده سرپرستی من و برادرم را قبول کردند. 

 

بعد چه شد؟

من عاشق ورزش کشتی بودم و آن خانواده مرا به باشگاه فرستادند و کشتی‌گیر شدم. حتی به قهرمانی کشوری هم رسیدم. عضو تیم ملی برون‌مرزی هم شدم اما به خاطر گذشته سیاهی که داشتم به سمت مصرف مواد رفتم و معتاد شدم. گوشی‌قاپی می‌کردم و چند بار دستگیر و زندانی شدم.

 چرا قاتل شدی؟

اولین مقتول دوستم بود. شهریور سال گذشته در دروازه‌غار بر سر یک گوشی سرقتی و دختر مورد علاقه‌ام درگیر شده و او را با ضربه‌های چاقو کشتم. بعد از یک هفته قاچاقی به ترکیه رفتم. پدر و مادرخوانده‌ام ساکن آنجا بودند. شش ماه قبل دلم برای برادرم تنگ شد و دوباره به ایران برگشتم. در تهران دوباره سرقت‌هایم را آغاز کردم. چهاردهم آبان امسال مست بودم و با دوستم و همسرش سوار خودرو شده و به گردنه قوچک رفتیم. مردی بلال می‌فروخت که با دیدن ما مدام نگاه‌مان می‌کرد. عصبانی شدم و از خودرو بیرون آمدم و با چاقو او را زدم. 

منبع : جام جم

آیا این خبر مفید بود؟
بر اساس رای ۳ نفر از بازدیدکنندگان
‍‍‍
ارسال نظر:

‍‍‍
روی خط رسانه
تبلیغات متنی

قیمت تور کیش

دانلود جوکر

Kim Kardashian

بلیط چارتر هواپیما

آراد برندینگ

سنگ فاخر

سویا استور

سیر کار

سیم جوش ساز

روغن موتور

آی روفرشی

روکش صندلی

آی ریمل

پیستو رینگ