همایون شجریان | کنسرت همایون شجریان | عادل فردوسی پور

فردوسی پور کنسرت همایون شجریان را بر هم زد | اتفاق دیده نشده در کنسرت همایون شجریان

کدخبر : 24056

لحظه ورود عادل فردوسی پور به کنسرت همایون شجریان در ۵ مرداد ۱۴۰۱ را مشاهده می‌کنید.

همایون شجریان استاد بزرگ موسیقی ایران و پسر محمدرضا شجریان بزرگ است. همایون شجریان از همسر خود جدا شده و از این ازدواج یک دختر به نام یاسمین دارد. به تازگی شایعاتی مبنی بر ازدواج همایون شجریان و خانوم سحر دولتشاهی که ایشان هم از همسر سابق خود آقای رامبد جوان جدا شده است بر سر زبان ها افتاده که نه تأیید شده و نه تکذیب. در آخرین کنسرت آقای شجریان مجری مطرح ایرانی آقای عادل فردوسی پور هم حظور داشت که لحظه ورود ایشان سر و صدای زیادی به راه انداخت.

بیوگرافی همایون شجریان

همایون شجریان متولد 31 اردیبهشت 1354 در تهران ، خواننده و آهنگساز است

فارغ التحصیل کنسرواتوار موسیقی تهران است که با حمایت پدرش استاد محمدرضا شجریان با نواختن تنبک شروع کرد و حالا در موسیقی تلفیقی جزو مفاخر است

خانواده

همایون پسر استاد محمدرضا شجریان و فرخنده گل افشان می باشد که سه خواهر بزرگتر از خود بنام فرزانه ، افسانه و مژگان و یک برادر کوچکتر ناتنی بنام رایان دارد

شروع از 5 سالگی

علاقه اش به موسیقی از چهار – پنج سالگی با زدن ریتم روی اشیای مختلف شروع شد تا اینکه پدرش با تهیه تنبک او را به کلاس های ناصر فرهنگ فر فرستاد

مدتی هم نزد استاد دادبه مشهور به جانسوز نواختن ساز تنبک را یاد گرفت

عکس همایون شجریان و پدرش استاد محمدرضا شجریان

همایون شجریان

از کمانچه تا آواز

بعد از یادگیری تنبک تصمیم گرفت یک ساز ملودیک را هم یاد بگیرذ که به پیشنهاد و توصیه پدر کمانچه را انتخاب کرد تا اینکه با ورود به آواز کمانچه را رها کرد

شروع حرفه ای با پدر

در سال 1370 وقتی 16 ساله بود بعنوان نوازنده تنبک به همراه پدر راهی کنسرت های آمریکا و اروپا شد تا اینکه 8 سال بعد در سال 1378 شروع به همخوانی کرد

همایون شجریان

خوانندگی مستقل

همایون شجریان بعد از 4 سال کسب تجربه توانست اولین بار در سال 1382 آلبوم نسیم وصل را بصورت مستقل منتشر کند که آهنگسازی آن بر عهده محمد ضرابیان بود

نامزدی جایزه گرمی

سال 2003 و 2005 همایون آلبوم های بی تو بسر نمی شود و فریاد را منتشر داد و کنسرت های موفقی را هم به اجرا درآورد و حتی نامزد دریافت جایزه گرمی نیز شد

همراهی در کنسرت ها

همایون تا سال 1388 کنار خوانندگی ، پدرش را در کنسرت ها همراهی می‌ کرد و در این زمان آلبوم غوغای عشق بازان پدر نیز با حضور وی در کنسرت ها اجرا شد

همایون شجریان

ازدواج و دخترش

همایون شجریان سالهاست با گیتا خوانساری که خواهر کتایون خوانساری همسر دوم محمدرضا شجریان می باشد ازدواج کرده و یک دختر بنام یاسمین دارد

از باجنافی با پدر تا طلاق

به این ترتیب همایون با پدرش باجناق نیز می باشد که البته چندسالیست خبر جدی طلاق و جدایی او رسانه ای شده اما تاکنون تایید یا تکذیب نشده است

همایون شجریان

ازدواج با سحر دولتشاهی 

چند سالیست شایعه ازدواج همایون شجریان با سحر دولتشاهی (بازیگر) که همسر سابق رامبد جوان می باشد رسانه ای شده است

این دو چندین بار کنار هم دیده شده و حتی خانم دولتشاهی در مراسم دفن پیکر استاد شجریان در ماشین همایون در مشهد حضور داشت

همکاری با کامکار

همایون شجریان سال های زیادی نیز از تجربیات استاد اردشیر کامکار در زمینه کمانچه بهره بهرد و بعدا در آلبوم ناشکیبا در سال 1383 با وی همکاری داشت

تفریحات

من بعد از سینما ، تئاتر را هم خیلی دوست دارم و هربار که فرصتی پیش بیاید ، حتما به دیدن نمایش ها می روم و جزو برنامه هایم هست

همایون شجریان

علاقه به بازیگری

خودم به بازیگری علاقه دارم اما هیچ وقت جراتش را پیدا نکرده ام

به نظرم آدم باید یا واقعا دست پر باشد یا اصلا وارد این حرفه نشود. من هم چون این توانایی را هیچ وقت در خود ندیده ام

دوستان سینمایی

اغلب سینماگران از دوستان نزدیکم هستند اما پرویز پرستویی ، گلاب آدینه ، گوهر خیراندیش و نیکی کریمی از جمله دوستان سینمایی صمیمی من هستند

در میان بچه های تئاتر سیامک صفری ، بهناز جعفری و بسیاری دیگر هم هستند ، می دانم هر اسمی هم بیاورم باز عده ای از قلم می افتند و من شرمنده می شوم

همایون شجریان

خوانندگان مورد علاقه

غلامحسین بنان و خانم قمرالملوک وزیری اسطوره های صدا بودند

در میان هم نسل هایم ؛ علیرضا قربانی، محمد معتمدی، سالار عقیلی و سینا سرلک از جمله خوانندگانی هستند که من واقعا از صدایشان لذت می برم

دکترای افتخاری

در اسفند ماه 1397 همایون شجریان 43 ساله گواهینامه درجه یک هنری معادل مدرک تحصیلی دکتری در رشته آواز از وزارت ارشاد دریافت کرد

همایون شجریان

سختی پسر شجریان بودن

طبیعتا پسر محمدرضا شجریان بودند خیلی برای من خوب بوده ولی از طرفی دشواری هایی را همراه داشته است

در شرایطی که پدر شما در بالاترین جایگاه آواز ایستاده ناخودآگاه مخاطبان و جامعه مقایسه هایی را انجام می دهند حتی وقتی در بیست و چند سالگی آواز می خوانم این مقایسه انجام می شد

یعنی من جوان بیست و چند ساله با کسی قیاس می شدم که 45 سال سابقه و تجری هنری تراز اول داشته است

ساختار شکن

فارغ از جهت گیری های فردی و سلیقه ای توانایی صوتی او در ارائه آواز و تحریرهای متفاوت و سختی که در قطعه با من صنما ارائه داده جای تحسین دارد

یکی از ساختارشکنانه ترین آهنگ های وی آرایش غلیظ می باشد که در زیر می توانید گوش دهید

همایون شجریان

علاقه به بازیگری

خودم به بازیگری علاقه دارم ، اما هیچ وقت جراتش را پیدا نکرده ام.

به نظرم آدم باید یا واقعا دست پر باشد یا اصلا وارد این حرفه نشود. من هم چون این توانایی را هیچ وقت در خود ندیده ام به سمت بازیگری نرفتم.

دوستان سینمایی

اغلب سینماگران از دوستان نزدیک و صمیمی من هستند ، پرویز پرستویی ، گلاب آدینه ، گوهر خیراندیش و نیکی کریمی از جمله دوستان سینمایی من است.

در میان بچه های تئاتر سیامک صفری ، بهناز جعفری و بسیاری دیگر ، می دانم هر اسمی هم بیاورم باز عده ای از قلم می افتند و من شرمنده شان می شوم.

همایون شجریان

آهنگسازی

همایون شجریان به آهنگسازی برای سایر خوانندگان نیز مشغول بوده است؛ از جمله ، تصنیف «دل سِتان» با مطلع «ای کاروان آهسته ران» را برای «علیرضا افتخاری» در آلبوم «قصه شمع» آهنگسازی کرده است.

سرماخورگی پدر و اولین اجرا

یادم می آید در کنسرتی پدر سرماخورده بودند و من پیشنهاد کردم که می توانم شما را همراهی کنم تا این کنسرت را کنسل نکنید و کمتر از صدای خودتان استفاده کنیدو جاهایی از آن را به من بسپارید. بابا به طور جدی می خواستند کنسرت را لغو کنند و چون کنسرت مهمی هم بود برای بزرگداشت گوته در آلمان ، ایشان از پیشنهاد من خیلی جا خوردند ولی وقتی کمی خواندم ، دیدم بابا خیلی با لبخند رضایت گفتند همین کار را می کنیم.

همایون شجریان

مصاحبه با همایون شجریان

 آقای شجریان از فرصتی که در اختیار یورونیوز قرار دادید تشکر می کنم. شما مسیر طولانی را پشت سر گذاشتید و به گفته بسیاری از کارشناسان و اهالی فن، برای اینکه به صورت مستقل وارد عرصه هنر شوید، صبوری زیادی کردید. دوران متمادی صرفا ساز نواختید، با پدر همراه بودید و همخوانی داشتید و پس از آن اجرای مستقل خود را آغاز کردید. برای ما از مسیری که پشت سر گذاشتید توضیح دهید.

همایون شجریان:«من هم سلام عرض میکنم خدمت شما و ممنون که تشریف آوردید و خوشحالم که در خدمتتان هستم. مسیری که من آمدم، مسیری بوده که خیلی عجله ای در آن نباشد. با تنبک شروع کردم و کنسرت می دادم در کنار پدر، کمانچه را بصورت خیلی جدی با آقای اردشیر کامکار کار کردم. دوره ای در هنرستان موسیقی بودم که در آنجا شادروان کامران داروغه معلم ما بودند. بین سازهای مختلف می چرخیدم، کمی کمانچه، کمی تار، کمی سنتور، کمی پیانو و تنبک و... خودم را سرگرم می کردم. اما همچنان آواز را در حاشیه کار حرفه ای ادامه می دادم و هر از گاهی کلاسی با بابا داشتم و ایرادهای خودم را با ایشان مطرح می کردم. از آن شاگردهایی هم نبودم که مثلا هفته ای یکبار مدام با استاد سر کلاس بروم.»

-«بله چون من آدم سمج و پیگیری در کارهای خودم بودم و همه چیز را خودم دائم تست میکردم. مطلبی را که پدر آموزش می دادند، من می رفتم و سه مدل دیگر آن را نیز امتحان می کردم تا مطالبی که پدر می گفتند را بهتر درک کنم.»

همایون شجریان

شما در خانواده ای اهل موسیقی بودید. در جمع خانواده این کلاس ها برگزار می شد؟

-«قبل از اینکه به سن بلوغ برسم چرا، در جمع خانواده این کلاس ها را داشتیم. من و همه خواهرها بودیم، هر سه خواهرم. از این میان من و مژگان جدی تر کار را پیگیری کردیم. تا اینکه در کنسرتی پدر سرماخورده بودند و من پیشنهاد کردم که می توانم شما را همراهی کنم تا این کنسرت را کنسل نکنید و کمتر از صدای خودتان استفاده کنید. جاهایی از آن را به من بسپارید تا زمانی که به صدایتان احتیاج دارید سرحال تر باشد. بابا به طور جدی می خواستند کنسرت را لغو کنند و چون کنسرت مهمی هم بود برای بزرگداشت گوته در آلمان، ایشان از پیشنهاد من خیلی جا خوردند و پرسیدند مگر شما آمادگی اش را داری؟ مگر کارها را بلدی؟ پاسخ دادم که در جلسات تمرین که با هم داریم و تمرین می کنیم همه خط های شما را من حفظ کرده ام. ایشان گفتند در تمرین بعدی بخوان تا ببینم چطور است. تمرین بعدی را خواندم و دیدم بابا خیلی با لبخند رضایت گفتند همین کار را می کنیم. تعیین می کنم کجاها را شما بخوانی و کجاها را خودم که دو نفری باهم کنسرت را اداره کنیم.»

این اولین اجرای شما شد؟

- «بله اولین اجرای من بود که خیلی اتفاقی و با پیشنهاد خودم صورت گرفت. بعد از آن بود که پدر امر کردند که در همه کنسرت ها بخشی را با ایشان بخوانم، می خواستم از دو سه سال بعد شروع کنم که ایشان گفتند شما همین الان هم می توانید بخوانید.»

همایون شجریان

شما فرصت زیادی هم حتما برای آموزش داشتید. شاید بتوان گفت که از نظر اساتید هم انسان خوش شانسی بودید. طی سالیانی که دوستان پدر شما که همه جزء اساتید موسیقی بودند، با شما رفت و آمد داشتند، به غیر از همنشینی با این بزرگان، از کدامیک مکتب آموزی کردید یا شاگرد آنها بودید. بصورت خاص از چه کسانی می توانید نام ببرید؟

- « بصورت مستقیم فقط کمانچه را با آقای اردشیر کامکار، تنبک را با آقای ناصر فرهنگ فر و جمشید محبی کار کردم. به قطعات شادروان پرویز مشکاتیان خیلی علاقمند بودم اما نه اینکه پیش ایشان کار کرده باشم. سعی می کردم برای خودم بزنم و خودم را با این ساز تخلیه بکنم و دوست داشتم با این ساز نوازندگی کنم ولی از آنجایی که فضای خانه و خانواده و منزل پدری فضایی هنری و فرهنگی بود، این کمک می کرد که کشش و رغبت زیادی به سمت موسیقی وجود داشته باشد.»

مصاحبه ای از استاد شجریان هست که در آن گفته شده شما از دوران طفولیت صدای خوبی داشتید و خوب می شنیدید اما به مراحل بلوغ که رسیدید نگران صدای شما شدند گویا صدای شما تغییر کرده بود، در مورد آن دوران توضیح می دهید؟

- «بله، قبل از دوران بلوغ، در همان جلسات اندک خانوادگی، پدر به هر یک از ما کوکی را به عنوان درس و تمرین می دادند، مثلا "بیات اصفهان" استاد طاهرزاده را برای یادگیری به صورت خانوادگی کار می کردیم. کوک را می دادند به یکی از خواهرانم و می گفتند شما از اینجا بخوان. یکی دیگر از خواهران که صدایش بم تر بود را می گفتند از جای دیگرش بخواند. یادم هست که همیشه کوکی بالاتر از خواهرانم را به من می دادند چون صدا خیلی اوج نیاز داشت. در دوران بلوغ تغییرات در من خیلی شدید بود تا جایی که بابا یک بار بعد از گذراندن آن دوران به من گفتند آن موقع که تو در دوران بلوغ به کوه می رفتی و تمرین می کردی، من نگران شده بودم که از همایون ممکن است دیگر خواننده در نیاید. صدای من تغییرات جوانی کرده بود و دو رگه می شد و تا آواز می خواندم سرفه ام می گرفت. خیلی تغییرات هورمونی ایجاد شده بود و تاثیرات شدیدی گذاشته بود. آن دوره گذشت و خیال پدرم راحت شد که می توانم دوباره شروع کنم به یادگیری و کار کردن.»

همایون شجریان

شما در مکتب استاد شجریان بزرگ شدید و به هرحال سبک کار ایشان سبک سنتی بود. امروز شاهد یک نوع و سبک خاص کار از شما هستیم که عرضه می شود. شما با سبک سنتی شروع کردید ولی الان سبک کار شما چیست؟

من باید تلاش کنم، از همه چیزهایی که در توانم هست و یاد گرفته ام استفاده کنم و فرم جدیدی را امتحان کنم و ببینم جامعه آن را دوست دارد یا نه؟ بدون اینکه بخواهم فکر کنم آیا این موسیقی درآمد بیشتری دارد یا الان این موسیقی محبوبیت بیشتری برای من ایجاد می کند؛ وبدون اینکه فکر کنم الان این موسیقی من را در فلان جایگاه می نشاند یا به عنوان یک آدم اهل فرهنگ معرفی می کند یا بعنوان یک آدم سیاسی مطرح می کند. بدون اینکه به این چیزها فکر کنم فقط باید در درجه اول بر اساس نیازهای خودم، دغدغه های خودم و اینکه این موسیقی باید به هرحال به درد جامعه بخورد، عمل کنم.»

برای همین است که رنگ و بوی مسائل اجتماعی در کارهای شما زیاد دیده می شود؟

همایون شجریان:«بله باید به درد جامعه بخورد. یک جا می گویند که جوان ده ساله شور و نشاط احتیاج دارد. آرایش غلیظ (فیلم آرایش غلیظ به کارگردانی حمید نعمت الله و صدای همایون شجریان) را انتخاب می کنیم. این تنها یک نمونه است ممکن است ده نفر دیگر بیایند خیلی بهتر از این را اجرا کنند. نگاه من به کارها اینطور بوده است.»

همایون شجریان

از کارهای جدید گفتید، می توان گفت که شما این چند وقت خیلی پر کار بودید. کنسرت نمایش «سی» را داشتید که فکر کنم چیزی حدود 40 شب اجرا داشت.

- «سی شب اجرا داشتیم. فکر می کردیم 15 تا20 شب اجرا باشد. اما 30 شب اجرا داشتیم و 30 شب هم تقاضا داشتیم که جمعا می شد 60 شب. اما چون به ایام محرم و صفر می خوردیم در نهایت دقیقا 30 شب اجرا شد.»

دقیقا بعد از آن کنسرت «ایران من» را در تالار وزارت کشور داشتید. برخی از کارشناسان این انتقاد را به شما وارد می کنند که شاید این حجم از پرکاری باعث شود که از تولیدتان کاسته شود. همچنین شاید با نگاهی خیرخواهانه به این مساله می پردازند که اگر یک خواننده سی یا چهل شب متوالی آن حجم سنگین از صدا را در کنسرت اجرا کند به خودش و حنجره اش فشار وارد می شود. پاسخ شما به این انتقادات چیست ؟

- «فکر می کنم نزدیک یکی دوسالی می شود که در تهران کنسرت نداده بودم و برای همین هم ما این حجم از کار را اجرا کردیم. اینکه ما هر سال یا هر دوسال یکبار پانزده تا سی اجرا داشته باشیم چیز غیرطبیعی نیست و پرکاری به حساب نمی آید. شهرستان ها جای خودش را دارد. چیزی که باعث شد اینطور به نظر بیاید استقبال خوب از کنسرت نمایش "سی" بود که 30 شب پشت سر هم اجرا شد. ما از قبل برنامه داشتیم که یک کنسرت موسیقی مثل کنسرت "ایران من" را هم داشته باشیم. ولی خب چون اجرای "سی" پرمخاطب شد وبا اجرای "ایران من" پشت سر هم قرار گرفت، ما خیلی پرکار به نظر آمدیم. اگر احساس کنم جایی قرار است به من فشار بیاید آن کار را قبول نمی کنم و اینکه من خودم جوری این حنجره را تربیت کردم که اگر دو سانس پشت سر هم و هر سانس دوساعت بخوانیم فشاری به حنجره نیاید. حنجره باید توان این را داشته باشد و اگر توان نداشته باشد یک سانس اجرا می کنیم. ولی من حنجره و صدایم را به سمتی برده ام که وقتی ما سانس دوم را اجرا می کنیم ، تازه یک جاهایی صدا گرمتر و تو دست تر هم می شود برای من.»

همایون شجریان

شما مدت ها با پدرهمکار و همراه بودید و با ایشان نواختید و خواندید. دوست ندارید یک بار دیگر بتوانید در کنار ایشان این تجربه را داشته باشید؟

- «اگر شرایط ایشان طوری شود که بتوانند و بخواهند که به صحنه بازگردند، من در مقابل صحنه، خاک های پای ایشان را تمیز می کنم. ایشان بتوانند به صحنه برگردند، این مهمترین آرزویی هست که می توانم بکنم؛ و اینکه در کنار ایشان نشستن همیشه افتخار من بوده است.»

مخاطبان ما حتما و همه ایرانیان دوست دارند از صحت و سلامت ایشان باخبر شوند. می توانید مختصری در باره وضعیت فعلی ایشان توضیح دهید؟

- «پدر به دلیل آن چیزی که پارسال دچارش شدند، مجبور شدند به شدت به سرشان اشعه درمانی و رادیوتراپی کنند و این باعث می شود بافت های سالم هم آسیب ببیند. این ضمن اینکه مریضی را کنترل می کند موجب یکسری اشکالات می شود. اما نسبت به روزهای اول حالشان خیلی بهتر است. ما در مقطعی قرار گرفتیم که دو راه بیشتر پیش روی نداشتیم. یا اینکه ایشان باید با فیزیوتراپی به سمت بهتر شدن شرایط جسمی می رفتند یا اینکه مریضی پیشرفت کند و ایشان را به سمت بدتر شدن پیش ببرد. متاسفانه به سمت بهبود نرفته ایم اما در عین حال خوشبختانه الان7-8 ماه است وضعیت بدتر نشده و ما هنوز سر آن دوراهی مانده ایم. یعنی ایشان نه بدتر شده اند و نه بهتر.

بالاخره مریضی در ایشان ممکن است فعالیتش را آغاز کند که این برای ما خیلی نگران کننده است. بخشی که ما دوست داشتیم با فیزیوتراپی بهتر شود متاسفانه برای 7-8 ماه هست که در همان مرحله مانده و ما را مقداری ناامید کرده است. اما حضور ایشان و وجود ایشان برای ما نعمت است و هنوز ایشان مثل همیشه هوشیاریهای خاص خودشان را دارند و گاهی اوقات سوالاتی از من می کنند که با خودم می گویم بابا چطور این ها را هنوز به خاطر دارند. خاطرم هست یک بار ایشان را به باغ خودشان بردیم. خب خیلی مسائل رو نشان نمیداد که یادشونه از جمله جزییات و دستوراتی را قبلا داده بودند. اما همان اول که رسیدند گفتند آن شش تا نهال گردو که من گذاشتم توی گلخونه کجاست؟ و این موضوع من را اینقدر خوشحال کرد که هنوز این جزییات رو هوشیارانه دنبال میکنند و به یادشان هست. همیشه آرزو میکنیم و امیدواریم که ایشون بهتر بشوند و مردم هم که همه لطف دارند و دعا میکنند.»

آیا این خبر مفید بود؟
بر اساس رای ۴ نفر از بازدیدکنندگان
خبرداغ روز
‍‍‍
ارسال نظر:

‍‍‍
روی خط رسانه