شوهر صیغه ای

دختر هوسباز عاشق شوهر صیغه ای مادرش شد | عکس شوهر صیغه ای

کدخبر : 17009

دختر هوسبازی که عاشق شوهر صیغه ای مادرش شده بود با همدستی یکدیگر مادر نگون بخت را به قتل رساندند و جنازه اش را سوزاندند.

به گزارش رصد ورزشی: زن جوان توسط شوهر صیغه ای خود به قتل رسید. شوهر صیغه ای زن جوان با دختر مقتول در ارتباط بود و قصد ازدواج با دخترش را داشت. شوهر صیغه ای زن حامی حیوانات وقتی نتوانست او را برای ازدواج با دخترش راضی کند دست به قتل وی زد. شوهر صیغه ای با همدستی دختر مقتول قتل را انجام دادند.

زن جوان حامی حیوانات که توسط همسر صیغه ای خود به قتل رسیده بود، چند روز پیش از حادثه در دادگاه از قاتل شکایت کرده بود. متهم به قتل که عاشق دختر نوجوان مقتول شده بود وقتی او را سد راه خود دید با کمک دختر ناتنی اش اقدام به قتل او کرد.

صبح هشتم شهریور ماه تعدادی چوپان،هنگام کار در بیابان های حوالی گلپایگان،متوجه توقف مشکوک یک دستگاه خودرو پژو شدند و ماجرا را به ماموران پلیس گزارش دادند.

در بررسی های پلیس در منطقه جسد زن جوانی که در نزدیکی همان خودرو به آتش کشیده شده بود کشف شد.بعد از شناسایی هویت جسد،مشخص شد خودروی کشف شده متعلق به مقتول است.

در بررسی های قضایی،همسر صیغه ای مقتول به نام الهه تحت بازجویی قرار گرفت و بالاخره لب اعتراف باز کرد و پرده از راز جنایت هولناک خود برداشت و گفت:«همسرم به عنوان حامی حیوانات در شهر فعالیت می کرد و پناهگاهی برای سگ ها تهیه کرده بود.من در جریان همکاری به او و خرید تجهیزات برای پناهگاه حیوانات با الهه آشنا شدم و او را به عقد موقت خود در آوردم اما بعد از مدتی به دختر ۱۸ ساله او علاقه پیدا کردم. وقتی الهه متوجه موضوع شد به شدت مخالفت کرد و می خواست مانع ازدواج من و دخترش شود. برای همین با همدستی دخترش نقشه قتلش را کشیدیم و در خانه خودش او را به قتل رساندیم.چند روزی که از قتل گذشت،چون جنازه در حال فساد بود،آن را به بیابان منتقل کرده و به آتش کشیدیم.»

شوهر صیغه ای

مقتول قبل از قتل از قاتل شکایت کرده بود

در ادامه مشخص شد که متهم با الهه بر سر مسائل مالی هم اختلاف پیدا کرده بوده است.مقتول در صفحه اینستاگرام خود شماره حسابی به دنبال کنندگان اعلام کرده و برای تامین مخارج پناهگاه حیوانات از مردم کمک می گرفته است.

زمانی که متهم متوجه این موضوع شده بود،از مقتول خواسته بود از محل درآمدهای مردمی،هزینه هایی را که او کرده بود،به وی بپردازد.

یک هفته قبل از حادثه قتل،مقتول در دادگاه شکایتی علیه متهم مطرح کرده است که ظاهرا این اختلاف مالی سبب شکایت مقتول شده بوده اما دلیل اصلی شکایت هنوز مشخص نیست

حادثه تاسف بار دیگری نیز رخ داده است که در ادامه به آن می‌پردازیم:

شوهر صیغه ای

تجاوز به دختر پشت کنکوری

من هم مثل خیلی از والدین نگران کنکور دخترم بودم. به محض این که از دوست و آشنا تعریف یکی از معلمان خصوصی را شنیدم سریع دخترم را بدون هیچ تحقیقی به آن مرکز بردم تا از دوستانش عقب نیفتد…

به گزارش صبح مشهد به نقل از رکنا آن روز مثل روزهای قبل که به اداره آمدم، زنی سراسیمه با در دست داشتن نامه ای از دادگاه به من مراجعه کرد و سراغ رئیس پلیس را از من گرفت. وقتی از ماجرای نامه اش جویا شدم، مثل این که همدمی پیدا کرده باشد، اشک از چشمانش سرازیر شد.

این مادر رنجور بیان کرد: از مهرماه سال گذشته برای تقویت دروس دخترم و آماده شدنش برای کنکور تصمیم گرفتم او را برای کلاس خصوصی ثبت نام کنم. با تحقیقات و پرس و جویی که از دوستان دخترم کردم، یکی از استادان را که مرد جوانی بود و تعریفش را زیاد شنیده بودم که کلاس های خصوصی زیادی در موسسات معروف و بنام دارد، به من معرفی کردند.

بالاخره تصمیم خود را گرفتم و بدون هیچ پرس و جوی دیگری، دخترم را در یکی از همین موسسات ثبت نام کردم و از هفته بعد دخترم در کلاس‌های این موسسه شرکت کرد. او خیلی از استاد جدیدش تعریف می کرد؛ از روابط اجتماعی بالایی که داشت، نحوه تدریس‌اش و این که چه روش تدریس خوبی دارد و او بهتر مفاهیم را می فهمد.

با این تعاریفی که دخترم از استادش می کرد، من هر روز از انتخابم بیشتر احساس رضایت می کردم و همین باعث شده بود تا اعتمادم روز به روز به این موسسه و این استاد بالاتر برود و به قول قدیمی ها ذره ای آب توی دلم تکان نخورد.

روزهایی که دخترم کلاس داشت او را به موسسه می بردم و پس از پایان کلاس به دنبالش می رفتم و هر روز آینده خوب و خوشی را در ذهنم برای دخترم رقم می زدم تا این که در اوسط بهمن سال گذشته متوجه تغییر رفتارهایی در دخترم شدم. او مثل سابق از استادش تعریف نمی کرد . از آن دختر پرشور و حالی که قبلا وقتی از موسسه می آمدیم با ذوق و شوق شروع به تعریف کردن از کلاسش می کرد، دیگر خبری نبود. ساکت شده بود و گوشه گیر و چند جلسه ای هم بود که به بهانه های مختلف از رفتن به کلاسش سر باز می زد. اوایل فرض را بر این گذاشتم که چون به کنکورش نزدیک تر می شود، دچار اضطراب و استرس بیشتری شده و این عادی است. مادر با چشمانی اشک بار ادامه داد: روزها پشت سر هم می گذشت وحال دخترم بدتر می شد تا این که متوجه شدم گاهی اوقات شب ها نیز از اتاقش صدای داد و فریاد می آید. این تغییر رفتار و حرکات من را بیشتر نگران می کرد تا این که تصمیم گرفتم او را نزد روان شناس ببرم. دخترم چندین بار کارش به بیمارستان کشیده شد و پزشکان با تجویز دارو و شست وشوی معده اش او را از مرگ حتمی نجات دادند. می خواستم دنیا را بدهم ولی دختر معصومم را در این حال و روز نبینم. دخترم لب باز نمی کرد و از حقیقت ماجرا پرده برنمی داشت. بعد از چند جلسه مشاوره بود که متاسفانه فهمیدم با دست خودم دخترم را بیچاره کرده‌ام.

وقتی خانم مشاور درباره مشکلی که برای دخترم پیش آمده بود با من صحبت کرد مثل این که آب سردی بر سرم بریزند، تمام وجودم سرد شد و دنیا پیش چشمم تیره و تار. این قدر به فکر کنکور و دانشگاه دخترم بودم که حساسیت‌های دیگر را فراموش کرده بودم. متاسفانه با دست خودم دخترم را در چنگال آدمی گرگ صفت قرار داده بودم که او با بی رحمی تمام از موقعیت پیش آمده سوء‌استفاده کرده و دخترم را مورد آزار و اذیت قرار داده بود.

دخترم تا الان سه بار دست به خودکشی زده و با این که جلسات روانکاوی را برای او شروع کرده‌ام اما هنوز موفق نشده‌ام و به هیچ نتیجه‌ای نرسیده‌ام.

منبع: صبح مشهد

آیا این خبر مفید بود؟
ارسال نظر:

روی خط رسانه
تبلیغات متنی